بخش ا ول &ndash مبانی ارزشیابی از نظر قرآن :
مبحث اول &ndash فلسفه خلقت و ضرورت ارزشیابی در نظام آفرینش :
آیات قران کریم در رابطه با نظام آفرینش دو دسته اند :
دسته ای از آیات در راستای تبیین فلسفه و اهداف خلقت آمده و دسته ای دیگر ضرورت و نیاز به یک ارزیابی دقیق و حساب شده در نظام هستی را بیان می دارد .
الف &ndash فلسفه خلقت : قرآن کریم در بیان فلسفه و هدف از خلقت و نظام آفرینش ، چنین استدلال می کند&rdquo ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست باطل و بازیچه خلق نکرده ایم&rdquo
بلکه آنها را به حق و در وقت معین آفریدیم و همچنین در آیات دیگری تاکید نموده است &rdquo خلق آسمانها و زمین مرگ و زندگی برای این بوده است که شما انسانها را بیازماید کدامیک بهتر عمل می کنید&rdquo .
بنابراین نظام آفرینش هدفمند است و از مفهوم این آیات استنباط می شود خالق هستی هدف مهمی در نظر دارد و آن انجام آزمایش و امتحان انسانها و در واقع ارزشیابی اعمال و کردار آنان می باشد . علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان می گوید : جمله &rdquo لیبلونکم ایکم احسن عملا &rdquo بیانگر هدف از خلقت موت و حیات است و کلمه بلاء مصدر لیبلونکم به معنای امتحان است .
سفیان بن عیینه از امام صادق (ع) روایت کرده که در ذیل آیه &rdquo لیبلونکم ایکم احسن عملا &rdquo فرموده اند : منظور این نیست که معلوم کند کدامیک بیشتر عمل می کنید ، بلکه منظور این است که معلوم کند عمل شما کدامیک صواب تر و درست تر است و درستی عمل به خشیت از خداوند و نیت صادقانه است ، آگاه و هوشیار باشید که ارزش عمل به همان نیت است .
ابو قتاده نقل مکند: من از رسول خدا (ص) از جمله &rdquo ایکم احسن عملا &rdquo پرسیدم ، فرمود : منظور این است که کدامیک از شما عقل بهتری دارید . آنگاه فرمود : عقل آن کس از شما کاملتر است که خوفش از خدا بیشتر باشد .
در آیه شریفه &rdquo الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا &rdquo به هدف آفرینش مرگ و حیات انسان که از شوؤن مالکیت و حاکمیت خداست اشاره کرده می فرماید : او کسی است که حیات و مرگ را آفریده تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید .
منظور از آزمایش خداوند نوعی پرورش است به این معنی که انسانها را به میدان عمل می کشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند تا لایق قرب خدا شوند . با توجه به اینکه هدف خلقت آزمایش &rdquo حسن عمل &rdquo بوده نه کثرت عمل به نظر می رسد دلیل بر این است که اسلام به کیفیت اهمیت میدهد نه کمیت.
در حدیثی از امام جعفر صادق (ع) در تفسیر آیه مذکور نقل است که منظور این نسیت کدامیک بیشتر عمل می کنید ، بلکه منظور این است کدامیک صحیح ترعمل می کنید و عمل صحیح آن است که توام با خداپرستی و نیت پاک باشد.
ب- ضرورت ارزشیابی : اما دسته ای از آیات که در باب ضرورت ارزیابی انسانها به ویژه مؤمنین نازل شده است :
1 &ndash احسب الناس ان یترکو ا ان یقولو ء امنا و هم لا یفتنون آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان آورده ایم رهایشان کنند و هیچ امتحان و آزمایش نمی شوند ؟ استفهام در این آیه ، استفهام انکاری است یعنی هرگز چنین نیست که مردم گمان کنند به صرف اینکه بگویند ایمان آورده ایم متعرضشان نمی شوند بلکه به بلاها و مصیبت ها آزمایش می شوند ، آزمایش که آنچه در نهان دارند از صدق و کذب آشکار شود.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد : ابن ابی حاتم از شعبی روایت کرده که این آیه درباره مردمی از مکه نازل شد که اقرار به اسلام آورده بودند و اصحاب رسول خدا (ص) از مدینه به ایشان نامه نوشتند که آیه ای در باب هجرت نازل شده که حکم آن هیچ اقرارو اسلامی از شما پذیرفته نمی شود مگر وقتی که هجرت هم بکنید ، پس آن عده با عهد و اختیار خود به مدینه آمدند ولی مشرکین تعقیبشان کرده و به مکه برگرداندند ، پس این آیه درباره ایشان نازل شد .
در اصول کافی حدیثی درباره تفسیر این آیه نقل شده : &rdquo یفتنون کما یفتن الذهب ، ثم قال یخلصون کما یخلص الذهب &rdquo , یعنی آزمایش می شوند همانگونه که طلا در کوره آزمایش می شود و خالص می شوند ، همانگونه که فشار آتش ناخالصیهای طلا را از بین می برد و آن را خالص می کند.
برخی از مفسرین گفته اند : معنای کلمه یفتنون این است که مردم از جان و مالشان دچار بلا و امتحان می گردند و این معنا از امام صادق (ع) نیز روایت شده است
و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین&rdquo
ما امتهایی را پیش از اینان به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا معلوم کند . بنظر می رسد این آیه دقیقاً در پاسخ به سؤال مطرح شده در آیه قبل است که می پرسد آیا مردم گمان کرده اند به صرف اینکه بگویند ایمان آورده ایم رها می شوند و مورد آزمایش و امتحان قرار نمی گیرند ؟
از مجموع آیاتی که در مبا حث مربوط به فلسفه و ضرورت ارزشیابی مورد بررسی قرار گرفت قطعیت و حتمی بودن آزمایش و امتحان امتها در همه زمانها (گذشته ، حال و آینده) را در برمی گیرد.مفسرین می گویند : &rdquo عالم میدان آزمایش بزرگی است برای بشریت ، و هدف این آزمون رسیدن به حسن عمل مفهومش تکامل و معرفت و اخلاص نیت و انجام هر کار خیر است &rdquo
حال این سؤال پیش می آید که خداوند متعال این آزمون را چگونه برگزار می کند؟ به عبارت دیگر مصادیق امتحان الهی کدامند ؟
در قرآن کریم آیات متعددی در خصوص چگونگی و کیفیت امتحان و آزمایش انسانها وارد شده است :
1 &ndash &rdquo و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من اموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین &rdquo و البته شما را به سختیهامانند ترس و گرسنگی و نقصان در اموال و جانهایتان و آفات زراعت و میوه ها آزمایش می کنیم بشارت باد بر صابران .
2 &ndash &rdquo لتبلون فی اموالکم و انفسکم .&rdquo البته شما را به مال و جان آزمایش خواهند کرد 3 &ndash &rdquo و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه.&rdquo ما شما را به بد و نیک مبتلا کرده و می آزمائیم
4 &ndash &rdquo یا ایها الذین آمنوا لیبلونکم الله بشی من الصید . &rdquo ای اهل ایمان خدا شما را به چیزی از صید و شکار می آزماید.
آیا منظور و هدف خداوند متعال از بیان اینکه شما انسانها بواسطه نقص در اموال و جان و ترس و گرسنگی و سایر بلایا اعم از خیر و شر می آزمائیم این بوده که مجهولی را کشف و معلوم کند یقینا چنین نیست چون او علیم به ذات الصدور است و بر همه چیز عالم آگاه و احاطه کامل دارد پس امتحان الهی معنی و مفهوم دیگری هم دارد و آن از قوه به فعل آوردن و تکمیل (به کمال رساندن انسان ) است . &rdquo امتحان انسان به بلایا و شداید به معنی این است که بوسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است می رساند . فلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست بلکه زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و ارتقاء است&ldquo
دلیل دیگر امتحان انسانها به شداید و بلایا از باب لطف و رحمت الهی است در احادیث آمده که خداوند شداید و بلایا را متوجه کسانی می کند که مورد لطف و رحمت خاصه او هستند&rdquo ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا &rdquo
امام علی (ع) در این باره می فرماید : &rdquo ولکن الله یختبر عباده, بانواع الشدائد و یتعبد هم بانواع المجاهد و یبتلیهم بضروب المکاره اخراجا للتکبر من قلوبهم و اسکانا للتذلل فی نفوسهم و لیجعل ذلک ابوابا فتحا الی فضله و اسبابا ذللا لعفوه&rdquo
خداوند متعال همواره , بندگان خود را به انواع شداید مواجهه می کند و اقسام کوششها و مجاهدتها جلوی پای آنها می گذارذ , تکالیفی گوناگون برخلاف طبع آسایش طلب آنها برآنان مقرر می دارد تا غرور و تکبر از دلشان بیرون رود و نفوسشان عادت کند به عبودیت خدا و این وسیله ای است برای اینکه درهای فضل ورحمت و عنایت پروردگار به سوی آنها گشوده شود .
بنابراین همه امتحانات در نظام ارزشیابی الهی هدفمند بوده و برای رشد و ارتقای معنوی و کمال انسانیت انسان می باشد .
مبحث دوم- ارزشها و ضد ارزشها ی ذاتی انسان از نظر قرآن :
از نظر قرآن انسان موجودی گرامی و از کرامت ذاتی برخوردار است &rdquo و لقد کرمنا بنی آدم &rdquo ، برگزیده خداوند است .&rdquo ان الله اصطفی آدم.&rdquo و خلیفه و جانشین او در زمین است .&rdquo انی جاعل فی الارض خلیفه &rdquo دارای اختیار و حق انتخاب است . &rdquo انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا&rdquo انسان از نظر مقام و منزلت معنوی حتی بالاتر از فرشتگان قرار گرفته تا آنجایی که خدا به فرشتگانش امر کرد آدم را سجده کنند.&rdquo واذ قلنا للملائکه اسجدوا الادم فسجدوا&rdquo
اما علیرغم خصوصیات و ویژگیهای ارزشی مذکور که ماهیت انسان را نسبت به سایر مخلوقات و موجودات زنده ممتاز می نماید ، در آیات متعددی صفات و خصیصه های نکوهیده ای نیز از انسان بیان شده که با ماهیت ارزشی او در تضاد است بطوریکه در نظام ارزشیابی الهی سقوط و انحطاط انسان بسیار پایین تر از سطح حیوانات بیان شده است آیه شریفه &rdquo اولئک کالانعام بل هم اضل &rdquo در همین باب است.
از جمله صفات نکوهیده اینکه : بسیار ستمگر و نادان است .&rdquo و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا &rdquo ، نسبت به پروردگارش ناسپاس است . &rdquo ان الانسان لربه لکنود &rdquo ، سرکش و طغیانگر است &rdquo کلا ان الانسان لیطفی&rdquo عجول است . &rdquo وکان الانسان عجولا&rdquo ، حریص آفریده شده .&rdquo ان الانسان خلق هلوعا&rdquo ضعیف آفریده شده . &rdquo و خلق الانسان ضعیفا &rdquo ، و همواره در زیانکاری و خسران قرار دارد . &rdquo ان الانسان لفی خسر&rdquo
بنا به تعریفی که قرآن کریم از ماهیت و خلقت انسان ارائه می دهد , انسان موجودی است دو بعدی با سرشتی متضاد (ملکوتی و حیوانی ) و در عین حال دارای عقل و اختیار است , لذا مختار است و می تواند با استفاده از عقل و تدبیر نفس مطمئنه رذایل را کنار زده و با کسب فضایل ارزشی مانند علم , ایمان و عمل صالح , تقوا و عبودیت در صراط مستقیم حرکت کند که یقینا در اینصورت به کمالات و جایگاه حقیقی خویش یعنی خلیفه الله صعود خواهد کرد و یا کفر ورزد , و به وسوسه شیطان و نفس اماره رذایل جهل عصیان و طغیان , حرص و طمع و شهوات حیوانی را اختیار نموده و راه ضلالت طی نماید ناگریز به جایگاهی پست تر از حیوانات &rdquo اسفل السافلین &rdquo سقوط خواهد کرد .
اما اینکه آیا انسان یک موجود دو سرشتی است یا نه ؟ برخی معتقد ند که &rdquo این مدح و ذم از آن جهت نیست که انسان موجود دو سرشتی است نیمی از سرشتش ستودنی و نیمی دیگر نکوهیدنی است بلکه نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین کند &rdquo و آیه شریفه &rdquo ان الله لا یغیرما بقوم حتی یغیرواما بانفسهم &rdquo در تاکید همین نظریه است.
بخش دوم : معیارهای ارزشیابی :
مبحث اول&ndash ایمان توأم با عمل صالح:
ایمان در لغت به معنی &rdquo تصدیق کردن و گرویدن &rdquo و در اصطلاح فقه به معنی اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به اندامها و اظهار فروتنی و قبول شریعت است .
واژه ایمان 45 بار در قرآن تکرار شده و بیشتر به مفهوم اعتقاد به خدا و رسول خدا و آنچه از سوی خدا نازل شده و اعتقاد و یقین به روز قیامت آمده است. از دیدگاه قرآن ایمان , معیار و ملاک بسیار مهم و با ارزشی است بطوریکه در حدود 60 آیه ایمان توام با عمل صالح ذکر شده و هرجا اجر و پاداشی برای عمل صالح پبش بینی شده ایمان نیز به عنوان شرط لازم و مقدم بر لفظ عمل آمده است.
سیاق آیات مربوط به ایمان و عمل صالح بگونه ای است که می توان گفت خداوند متعال جایگاه ارزشی ایمان را شرط اول قبولی اعمال انسان قرار داده است . به عبارت دیگر هر عمل شایسته و نیکویی که توام با ایمان بوده باشد نزد خدا ارزش دارد و معیار اساسی برای احراز شایستگی و خلوص نیت عملکردها ملاک مهم برخورداری از امتیازات و پاداشهایی است که برای هرعمل صالح از سوی خداوند متعال وعده و تضمین شده است . &rdquo وعد الله الذین آمنوا و عملو الصالحات لهم مغفره و اجر عظیم &rdquo
علامه طباطبایی در تفسیر آیه 19 سوره توبه می گوید : &rdquo وزن و ارزش عمل به زنده بودن آن و داشتن روح ایمان است و اما عمل بی ایمان که لاشه ای بی روح است از نظر دین هیچ وزن و ارزشی ندارد پس مؤمنین نباید صرف ظاهر , اعمال را معتبر شمرده و آن را ملاک فضیلت و قرب خدای تعالی بدانند.&rdquo
قرآن کریم در تبیین میزان اثر گذاری و نقش ایمان توام با عمل صالح در پذیرش توبه می فرماید : &rdquo و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی &rdquo و از آنجا خدا توبه کنندگان را دوست دارد . &rdquo ان الله یحب التوابین &rdquo امتیاز دیگری نیز برای این گروه در نظر گرفته و اعلام می دارد گناهانشان را به حسنات تبدیل خواهد کرد. بلکه فراتر از آن ممکن است بواسطه ایمان و عمل صالح بعد از توبه جزو رستگاران قرار گیرند . &rdquo فاما من تاب و آمن و عمل صالحا فعسی ان یکون من المفلحین&rdquo
قرآن چگونه معیارهای ایمان را درباره مؤمنین مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد ؟
اصولا معیارها و شاخصه های ارزشیابی باید قابل اندازه گیری باشند و حال اینکه معیاری مثل ایمان که یک مفهوم معنوی است این شائبه را متبادر به ذهن می نماید که ملاک تشخیص ایمان بین افراد مؤمن و غیر مؤمن چیست و چه شیوه ای برای سنجش این معیار در قرآن ارائه شده است؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت : اولا مجموعه آیاتی که در مورد واژه ایمان بعنوان معیار ارزیابی استفاده می شود ، ایمان توام با عمل صالح است یعنی ( ایمان و عمل ) مکمل و لازم و ملزوم یکدیگرند , همانطور که عمل بدون ایمان بی روح و بی ارزش است ، ایمان بدون عمل نیز بی فایده و عبث خواهد بود و مشابه این
استدلال از تفسیر عبارت &rdquo ایکم احسن عملا &rdquo که در مبحث فلسفه خلقت مورد بررسی قرار گرفت استنباط می شود.
ثانیا قرآن در تعریف مؤمن شاخصه ها و ویژگیهای لازم را برای تشخیص افراد با ایمان ارائه داده است که از این الگو می توان جهت سنجش معیار ایمان در افراد بهره گیری نمود . قرآن مؤمنون را چنین تعریف می کند : مؤمنون کسانی هستند که در نمازهایشان خاشعند ، از لغو و سخن باطل اعراض می کنند ، زکات مال خود را می دهند ، فروج خود را از حرام نگاه می دارند ، به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا دارند ، بر نمازشان محافظت می کنند.، عمل صلح انجام می دهند ، به خدا ورسول اواعتقاد دارند ، در راه خدا با مال و جانشان جهاد می کنند و راستگو هستند و از آنچه روزی شان دادیم انفاق می کنند.
مبحث دوم- معیارتقوا :
تقوا در لغت به معنی پرهیزگاری و ترس از خدا , آمده است. تقوا در نظام و ارزشیابی اسلام یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی ویژگیهای معنوی انسانها بشمار می رود و قرآن کریم کرامت انسانی را با ملاک تقوا مورد سنجش قرار داده و می فرماید : گرامی ترین شما انسانها نزد خدا , باتقواترین شماست .
واژه تقوا با مشتقاتش 242 بار در قرآن مطرح شده که حاکی از اهمیت این معیار ارزشی است . تقوا از دیدگاه قرآن مغهوم وسیعتری دارد که به برخی از آنها اشاره می شود :
1 &ndash معیاری برای امتحان قلوب و باطن مومنین &rdquo اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی .
2 &ndash بهترین لباس برای حفاظت و مصونیت انسان معرفی شده&rdquo ولباس التقوی ذلک خیر &rdquo
در این آیه تقوی بمنزله لباس باطن و چیزی است که سیئات باطنی را می پوشاند و آدمی را از شرک و گناه که باعث رسوایی اوست باز می دارد و در تفسیر آیه مذکور علت فضیلت و برتری لباس تقوی چنین استدلال شده است : &rdquo تا ثر از بروز معایب باطنی انسان بیشتر و ناگوارتر و دوامش زیادتر از عیوب ظاهری است و معایب باطنی عبارت از رذایل نفس که اهمیتش به مراتب بیشتر از معایب ظاهری و پوشاندنش واجبتر از پوشاندن عیوب و عورت ظاهری است . &ldquo
3 &ndash گاهی به معنی ترس از خدا برای حفظ ایمان و رستگاری آمده است .
4 &ndash گاهی به مفهوم صبر و استقامت در برابر دشمن جهت برخورداری از نصرت الهی
5 &ndash معیاری بر آزمون الهی با مال و جان افراد مومن
6 &ndash معیاری برای قسط و عدالت آمده است &rdquo اعدلو و هو اقرب للتقوی &ldquo
7 &ndash ملاک پذیرش عملکرد انسان نزد خدا &rdquo انما یتقبل الله من المتقین &ldquo
8 &ndash ملاک پذیرش عملکرد شایسته است برای رسیدن به مقام محسنین که محبوب خدا هستند.
9 &ndash تقوا با نیکوکاری ملازمه دارد یعنی هر انسان با تقوایی نیکوکار هم هست .
10 &ndash تقوا با صداقت و راستگویی نیز ملازمه دارد وآن کس از بندگان که وعده صدق بر او آمده و او آنرا تصدیق کرد آنها به حقیقت اهل تقوی هستند .
&rdquo نهج البلاغه تقوا را بعنوان یک نیروی معنوی و روحی که بر اثر ممارست و تمرین پدید می آید و به نوبه خود آثار و لوازم و نتایجی دارد و از آن جمله پرهیز از گناه را سهل و آسان می نماید , طرح کرده است&rdquo .
امیر المومنین علی (ع) در تبیین مفهوم تقوا می فرماید : « الا و ان التقوی مطایا ذلل حمل علیها اهلها و اعطو ازمتها فاورد تهم الجنه &rsaquo &rsaquo ( مثل تقوا مثل مرکبهای رهوار و رام است که مهارشان در دست سوار است و آن مرکبها با آرامش سوارهای خود را به سوی بهشت می برند .) &ldquo
بنابراین &rdquo لازمه تقوا قدرت اراده و شخصیت معنوی داشتن و مالک حوزه وجود خود بودن است , مانند سوار ماهری که بر اسب تربیت شده ای سوار است و با قدرت و تسلط کامل آن را در جهتی که خود انتخاب کرده می راند و لازمه بی تقوایی , مطیع هوای نفس بودن , ضعف و زبونی در برابر محرکات شهوانی و هواهای نفسانی است و انسان در آن حالت مانند سوار زبونی است که از خود اراده و اختیاری ندارد و این مرکب است که هر جا که دلخواهش هست می رود .&ldquo
همانگونه که از نظر قرآن کریم تقوا بهترین لباس برای پوشاندن عیوب و صیانت انسان بیان شده , در نهج البلاغه نیز به این مفهوم تاکید شده که تقوا حفاظ و پناهگاه است .
&rdquo فان التقوی الیوم الحرز و الجنه و فی غد الطریق الی الجنه &rdquo
&rdquo اعملوا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز , و الفجور دار حصن ذلیل , لا یمنع اهله و لا یحرز من لجا الیه . الا و بالتقوی تقطع حمه الخطایا &rdquo
همانا تقوا در امروز دنیا برای انسان به منزله یک حصار و سپر است و در فردای آخرت راه به سوی بهشت است , بندگان خدا بدانید که تقوا حصار و بارویی بلند و غیر قابل تسلط است و بی تقوایی حصاریست که مانع و حافظ ساکنان خود نیست و آن کس را که به آن پناه ببرد حفظ نمی کند . همانا با نیروی تقوا نیش گزنده خطاکاریها بریده می شود .
از دید نهج البلاغه تقوا ضامن مصونیت انسان در برابر گناه و لغزش است اما در عین حال انسان نباید نسبت به این تضمین مغرور شود و از مراقبت نفس غفلت ورزد . چون این نگهبانی و مراقبت متقابل است بدین معنی که تقوا نگهبان انسان و انسان نگهبان تقواست .
امام علی (ع) در این باره می فرمایند : &rdquo الا فصونوها و تصونوا بها &rdquo , همانا تقوا را صیانت کنید و خود را در صیانت تقوا قرار دهید , و همچنین امام از تقوا به حق متقابل خدا و بندگان تعبیر می فرماید : &rdquo اوصیکم عباد الله , بتقوی الله فانها حق الله علیکم و الموجبه علی الله حقکم و ان تستعینوا علیها بالله و تستعینوا بها علی الله &rdquo
بندگان خدا , شما را سفارش می کنم به تقوا , همانا تقوا حق الهی است برعهده شما و موجب حق شماست بر خدا . با مدد از خدا به تقوا نایل شوید و به مدد تقوا به خدا برسید .